6کی من و دوست نداره

 
 
نویسنده : sahar - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢
 

بازنده وبرنده

مثل یه سیگار روشن توی دستای تو هستم

باورم هنوز نمیشه اومدم دل به تو بستم

عمر من داره میسوزه،داره میره شب و روزم

سرنوشت من همینه،اینجوری باید بسوزم

آخرش همیشه اینه ،آخر عشقای تازه

یکی مون میشه برنده یکی مون باید ببازه

دلم و خوش کرده بودم،که تو دست تو اسیرم

نمیدونستم قراره،که زیر پاهات بمیرم

یه سیگار تازه بردار،رسم تو اینه همیشه

آخرش وقتی تموم شد زیر کفشت خفه میشه

مثل یه سیگار روشن توی دستای تو سوختم

باورم نمیشه آخر خودم و به تو فروختم

یه روزی بین من و تو،عشق و خنده بود وخوبی

حالا تنها تکیه گاهم،یه جاسیگاری چوبی

آخرش همیشه اینه ،آخر عشقای تازه

یکی مون میشه برنده یکی مون باید ببازه

شايا تجلی


 
comment نظرات ()