6کی من و دوست نداره

 
 
نویسنده : sahar - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٩
 

 

برخورد 

نوری به زمین فرود آمد:

دو جا پا بر شن های بیابان دیدم.

از کجا آمده بود؟

به کجا می رفت؟

تنها دو جا پا دیده می شد.

شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.

نا گهان جا پاها به راه افتادند.

روشنی همراهشان می خزید.

جا پا ها گم شدند،

خود را از رو به رو تماشا کردم:

گودالی از مرگ پر شده بود.

و من در مرده ی خود به راه افتادم.

صدای پایم را از راه دوری میشنیدم،

شاید از بیابانی میگذشتم.

انتظاری گم شده با من بود.

ناگهان نوری در مرده ام فرود آمد

و من در اضطرابی زنده شدم:

دو جا پا هستی ام را پر کرد.

از کجا آمده بود؟

 به کجا می رفت؟

تنها دو جا پا دیده می شد.

شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.

 

 

 

 

 

 

       

 

 

 

 

         

                   (سهراب سپهری)


 
comment نظرات ()